نظر علي الطالقاني
30
كاشف الأسرار ( فارسى )
ديگرى در ميان است و هنوز مقصود ما را نيافتهاى زيرا كه مراد ما آن است كه محض فقير يا غنى بودن و يا مريض و مبتلا و صحيح بودن و يا مصيبت ديدن و نديدن تربيت خدا است و ثمرات لا يتناهى دارد خواه او صابر و شاكر باشد يا نباشد . و دليل بر اين مطلب همهء ادلّهء اربعه است كه كتاب و سنّت و اجماع و عقل باشد . نخواندهاى در سورهء شورى وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ : 22 و اگر بسط دهد خدا روزى بندگان خود را هرآينه طغيان و فساد كنند در زمين و لكن مىفرستد به اندازهاى كه مىخواهد ، به درستى كه او به حال بندگان خود دانا و بينا است . و در سورهء زخرف وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ : 23 اگر نه آن بود كه مردم همه يك گروه و كافر مىشدند هرآينه مىگردانيديم از براى كفّار از براى خانههاى ايشان سقفهاى از نقره و نردبانها كه بر آنها بالا روند . و در سورهء اقرأ باسم إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى : 24 انسان طغيان مىكند كه ببيند خود را مستغنى . و آيات بسيار است . در كافى است كه حضرت باقر ( ع ) فرمود كه رسول خدا ( ص ) فرمود به درستى كه بعضى از بندگان مؤمن من كسانى مىباشند كه شايسته نمىشود از براى ايشان امر دين ايشان مگر به غنى و وسعت و صحّت بدن ، پس مبتلا مىكنم ايشان را به غنى و وسعت و صحّت بدن ، پس نيكو مىشود به جهت آن امر دين ايشان . و به درستى كه بعضى از بندگان من هرآينه بندگانى هستند كه نيكو نمىشود از براى ايشان امر دين ايشان مگر به فاقه و مسكينى و مريض و مبتلا بودن ابدان ايشان ، پس مبتلا مىكنم ايشان را به فاقه و مسكنت و بيمارى ، پس نيكو مىشود امر دين ايشان . و من داناترم به آنچه نيكو مىشود به جهت آن امر دين بندگان مؤمنم . و به درستى كه بعضى از بندگان مؤمنم هرآينه كسى است كه جد و جهد در عبادت من دارد ، پس مىايستد از خواب خود و لذيذ رختخواب خود ، پس سعى مىكند به جهت من شبها را پس به تعب مىاندازد خودش را در عبادت من ، پس مسلط مىكنم بر او كسالت و خواب را يك شب و دو شب به جهت نظر كردن من به او و ترحّم كردن من بر او ، پس مىخوابد تا صبح مىشود و بر مىخيزد و حال آنكه خود را بد دارد و بر خود غضبناك است و ملامت مىكند خود را ، و اگر تخليه مىكردم ميان او و ميان آنچه مىخواست از عبادت من هرآينه داخل مىشد او را عجب از آن ، پس مىكشاند عجب به سوى اين كه مفتون مىشد به اعمال خودش ، پس مىآمد او